مزمور ۱۴۱ مزمور رهایی از دشمنان و گناه است.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=other#deliverer)
اصلاح مردم توسط خداوند[یهوه]
نویسنده دعا میکند که خدا او را از گناه دور سازد. وی همچنین خوشحال است که توسط نیکوکاران اصلاح میشود. نویسنده از خدا میخواهد که بر صحت کار وی در نابودی رهبران شریر، صحه گذارد.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=kt#sin, /WA-Catalog/en_tw?section=kt#good and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#righteous and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#evil)
مراعات نظیر در اشعار عبری متداول است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«از تو طلب کمک میکنم»
نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی خداوند[یهوه] شخصی است که باید از جای دیگری برای کمک به او بیاید. آن چه را که نویسنده مزمور از خداوند[یهوه] میخواهد، میبایست به روشنی توضیح داد. ترجمه جایگزین: « سریعا برای کمک به من بیا»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«لطفا وقتی تو را میخوانم، صدای مرا بشنو» یا به تو التماس می کنم، وقتی تو را می خوانم به من گوش فرا دهی»
نویسنده مزمور از خدا میخواهد که دعایش را قبول کرده و از آن راضی باشد، همان گونه که با روشن کردن بخور خشنود و راضی میشود. ترجمه جایگزین: «باشد که دعای من ، همچون بخوری که با بوی مطبوعش مردم را راضی میکند ، تو را خشنود سازد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
نویسنده مزمور از خداوند[یهوه] میخواهد تا به خاطر مضمون دعاهایش، از وی خشنود باشد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
« دستهایی که من بلند کردهام » . دستهای برافراشته، کنایه از دعا کردن است. مردم در هنگام دعا و ستایش خداوند[یهوه]، دستهایشان را بلند میکردند. به چگونگی ترجمه خودتان در مزمور ۱۳۴: ۲ رجوع کنید.
منظور همانندی با حیواناتی است که در قربانگاه به هنگام غروب سوزانده میشدند. نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی او از خداوند[یهوه] درخواست کرده است که مانند هدیهکنندگان قربانی، از او نیز راضی باشد. وی به خاطر مضمون دعایش از خداوند[یهوه] درخواست میکند که از او خشنود باشد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی کلمات شریرانه، زندانیانی هستند که میخواهند از دهانش فرار کنند. ترجمه جایگزین: «لطفا به من کمک کن تا کلمات شریرانه بر زبان نرانم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«به کسی بگو که محافظت کند»
نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی کلمات شریرانه، زندانیانی هستند که میخواهند از دهانش فرار کنند. ترجمه جایگزین: «لطفا به من کمک کن چیزهایی را که نباید بگویم، بر زبان نرانم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«مرتکب اعمال گناهآلود نشوم»
«غذای ویژه آنها»
نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی با تحقیر کردن، شخصی را کتک میزند. ترجمه جایگزین: «مرا تحقیر میکند» یا «چنان مرا میزند که وقتی تادیبم میکند به او گوش میدهم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اسم معنی «لطف» را میتوان به صورت قید ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «او مهربانانه با من رفتار میکند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
نویسنده مزمور چنان سخن میگوید که گویی شخص تادیب کننده روی سر او روغن میریزد. معانی محتمل عبارتند از۱) برای احترام به او. ترجمه جایگزین: «زمانی که مرا تادیب میکند، میدانم که عمل نیکویی انجام میدهد» یا ۲) احساس بهتری به دست آوردن.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا سر جزگویی برای شخص است. آرایه ادبی کم نمایی را میتوان به صورت جمله مثبت ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «باشد که آن را شادمانه بپذیرم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)
کلمه « بدیها » کنایه از مردمی است که اعمال شریرانه انجام میدهند. ترجمه جایگزین: «اغلب دعا میکنم که خداوند[یهوه]، مردم شریر را از اعمال بد بازدارد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
معانی محتمل عبارتند از۱) شخصی رهبر آنها را پایین خواهد انداخت یا ۲) رهبرانشان، ایشان را پایین میاندازند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
خاکی که در طی زمان طولانی سخت و فشرده میشود.
معانی محتمل عبارتند از ۱) «مردم استخوانهای ما را به جهات مختلف پرتاب میکنند» یا ۲) بر اثر سقوط از صخرهها ( ۱۴۱: ۶) «بدن ما در هم میشکند و استخوانهایمان خرد میشوند»
چشمان، جزگویی برای کلیت شخص است. ترجمه جایگزین: «من نگاه میکنم که ببینم تو چه خواهی کرد» یا «از تو انتظار یاری دارم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
«از تو می خواهم که از من محافظت کنی» به چگونگی ترجمه خودتان در مزمور ۱۱۸: ۹ رجوع کنید.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
جان کنایه از کلیت فرد است. ترجمه جایگزین: «مرا»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche)
نویسنده مزمور از گمراهی انسان درستکار که به گناه، آلوده میشود و یا افراد شریر به واسطه همین گمراهی بر وی غلبه میکنند، به گونهای سخن گفته که گویی مانند حیوانات در تله گرفتار شده است. کلمه «دام» کنایه از خود مردم است. ترجمه جایگزین: «مردمی که در جستجوی راههایی برای آزار من هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
محققان کتاب مقدس بر روی معنی دقیق این واژهها اختلاف نظر دارند. بهتر است که یکی از این واژهها را به قفس حیوانات شکار شده و دیگری را به طنابی که بر دور گردن شکار انداخته شده، ترجمه کرد. همچنین میتوان واژه «تله» را در این موارد به کار برد. به چگونگی ترجمه خودتان در اینباره به مزمور ۱۴۰: ۵ رجوع کنید.
احتمال دارد که فعل از عبارت قبلی حذف شده باشد. ترجمه جایگزین: «از تلههایی که گناهکاران گستردهاند، مرا محفوظ گردان»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
نویسنده مزمور از شریران که درستکاران را فریب میدهند به گونهای صحبت میکند که گویی شکارچیانی هستند که برای حیوانات تله میگذارند. ترجمه جایگزین: «باشد که شریران در تلههای خود ساخته گرفتار آیند» یا «باشد که نقشههای پلید بدکاران برای فریب نیکوکاران، به خودشان برگردد »