مزمور ۶۹، مزمور نجات است. مزمورنویس برای نجات از دست دشمنانش و مجازات آنها دعا میکند.
(See:
/WA-Catalog/en_tw?section=other#deliverer and /WA-Catalog/en_tw?section=kt#save)
نجات
نویسنده دعا میکند تا خدا او را از دست دشمنانش نجات دهد. آنها هیچ رحمی نسبت به او ندارند و مزمورنویس نیز از خدا میخواهد تا به آنها رحم نکند.
(See:
/WA-Catalog/en_tw?section=kt#mercy)
این مزمور دعا برای طلب کمک است. مراعات نظیر در اشعار عبری رایج است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«برای رهبر گروه پرستش»
ممکن است مربوط به یک سبک موسیقی باشد. نگاه کنید در مزمور ۱:۴۵ چگونه آن را ترجمه کردهاید.
نویسنده مشکلات زندگی خود را به گونهای توصیف میکند، گویی در حال غرق شدن در سیلاب است. ترجمه جایگزین: «زیرا احساس میکنم در حال غرق شدن در آب هستم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده مشکلات زندگی خود را به گونهای توصیف میکند، گویی در گل و لای عمیقی فرو رفته است. ترجمه جایگزین: «زیرا در گل و لای عمیقی فرو رفتهام و خواهم مرد»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)<o:p> </o:p>
گل و لای ضخیم<o:p></o:p><o:p> </o:p>
نویسنده با استفاده از یک جمله منفی شرایط نامشخص و ناپایدار خود را توصیف میکند.
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)<o:p> </o:p>
نویسنده مشکلات زندگی خود را به گونهای توصیف میکند، گویی در رودخانهای ژرف و پرتلاطم در حال غرق شدن است. ترجمه جایگزین: «احساس میکنم در آبهای عمیقی هستم و سیلاب مرا در برمیگیرد»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
خیلی خسته<o:p></o:p><o:p> </o:p>
این اصطلاح به معنی آن است که نویسنده آن قدر گریه کرده است که چشمانش دیگر خوب نمیبیند. ترجمه جایگزین: «چشمانم از شدت اشک متورم شده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این اغراقی است برای بیان اینکه مزمورنویس چه تعداد دشمن دارد. ترجمه جایگزین: «بیشتر از چیزی که بتوانم بشمارم، مانند موهای سرم»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
این اصطلاح به معنی «کشتن من» است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
اسم معنی «حماقت» را میتوان «احمق» بیان کرد. ترجمه جایگزین: «کارهای احمقانهای که انجام دادهام»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این جمله میتواند به صورت مثبت بیان شود. ترجمه جایگزین: «تو تمام گناهانم را میدانی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-litotes)
«اجازه نده آنها ... اجازه نده آنها»
این جمله میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «لطفا اجازه نده کسانی که منتظر تو هستند، به خاطر من شرمسار شوند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این جمله میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «لطفا اجازه نده کسانی که در جستجوی تو هستند، به خاطر من رسوا شوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
طالب خدا بودن میتواند بیانگر این موارد باشد؛ ۱) از خدا درخواست کمک داشتن یا ۲) فکر کردن به خدا و از او اطاعت کردن. ترجمه جایگزین: ۱) «کسانی که از تو طلب یاری دارند» یا ۲) «کسانی که تو را پرستش کرده و از تو اطاعت میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«به خاطر تو» یا «برای تو»
در اینجا به گونهای درباره ملامتهای دشمنان مزمورنویس صحبت شده گویی آنها بار سنگینی هستند که نویسنده مجبور به حمل آنها بوده است. ترجمه جایگزین: «ملامتهای دشمنانم را تحمل کردهام».
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده از شرمی که احساس میکند، به گونهای سخن میگوید گویی چیزی ناخوشایند در چهرهاش وجود دارد که همه میتوانند به وضوح آن را ببینند. ترجمه جایگزین: «کاملا تحقیر شدهام»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به گونهای درباره خودش صحبت میکند، گویی جزئی از خانوادهاش نیست. ترجمه جایگزین: «برادرانم دیگر مرا نمیشناسند یا دیگر مرا نمیپذیرند»
<o:p></o:p> (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)<o:p> </o:p>
این دو عبارت معنای یکسانی دارند و برای تأکید بر جدایی نویسنده از خانوادهاش تکرار میشوند.
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)<o:p> </o:p>
عبارت [شدهام] که به قرینه لفظی حذف شده است، از جمله قبل قابل فهم است. نویسنده به گونهای درباره خودش صحبت میکند که گویی جزئی از خانوادهاش نیست. ترجمه جایگزین: «برادرانم دیگر مرا نمیشناسند یا اصلا به من اعتماد ندارند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به گونهای درباره غیرتاش نسبت به خانه خدا صحبت میکند گویی این غیرت یک حیوان وحشی است که او را بلعیده است. ترجمه جایگزین: «غیرتی که نسبت به خانه تو دارم مرا از پا درآورده است»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)<o:p> </o:p>
این اصطلاح به معنای آن است که غیرت نویسنده نسبت به خانه خدا تمام افکار و اعمال او را به زیر سلطه خود درآورده است. ترجمه جایگزین: «تمام آن چه را میاندیشم و انجام میدهم، کاملا کنترل میکند»
<o:p></o:p> (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)<o:p> </o:p>
نویسنده به گونهای درباره ملامتهای دشمنان خدا صحبت میکند، گویی آنها سنگهایی هستند که به سمت او پرتاب می شوند. ترجمه جایگزین: «کسانی که تو را ملامت میکنند مرا نیز ملامت کردهاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این واقعیت که نویسنده روزه داشته است نشان میدهد که او از نحوه برخورد مردم با خانه خدا ناراحت بوده است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-symaction and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
«دشمنانم به خاطر این موضوع مرا ملامت کردهاند»
پوشیدن لباس ارزان و زمخت سمبل سوگواری برای گناهان است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-symaction)
نویسنده به گونهای درباره خودش صحبت میکند، گویی او نمونه یک فرد غمگین یا نادان در مثلها است. ترجمه جایگزین: «من به یک فرد غمگین در مثلهای آنها تبدیل شدهام» یا «آنها به من میخندند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا منظور از «دروازه نشینان» کسانی است که با رهبری شهر در ارتباط بودند. ترجمه جایگزین: «افراد مهم شهر»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)<o:p> </o:p>
نویسنده به گونهای درباره خودش صحبت میکند گویی او سوژه آوازهای تمسخرآمیز افراد مست شده است. ترجمه جایگزین: «افراد مست در شهر، آوازهای منزجرکنندهای درباره من میخوانند» <o:p></o:p>
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«در زمان مورد تأیید تو» یا «هنگامی که تو اراده کنی»
اسم معنی «راستی» و «نجات» را میتوان با «صادقانه» و «رهایی» بیان کرد. ترجمه جایگزین: «از آنجا که صادقانه به من محبت میکنی، مرا رهایی ده، همان گونه که وعده انجام آن را داده بودی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
این دو عبارت معنای یکسانی دارند.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
نویسنده به گونهای درباره خطری که از سوی دشمنانش او را تهدید میکند، سخن میگوید که گویی او در حال غرق شدن در گودالی از گل و لای است. ترجمه جایگزین: «اجازه نده دیگر در گل و لای غرق شوم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا «خلاصی ده» به معنای دور شدن از خطر است. این عبارت میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «مرا [از خطر] دور کن» یا «مرا نجات بده»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
میتوان عبارت « بگذار تا من» را از مفهوم جمله استباط نمود. این عبارت میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «لطفا مرا رهایی ده»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
نویسنده به گونهای درباره خطری که از سوی دشمنانش او را تهدید میکند، سخن میگوید گویی او در حال غرق شدن در آبهای عمیق است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به گونهای درباره خطری که از سوی دشمنانش او را تهدید میکند، سخن میگوید گویی سیلاب او را کاملا پوشانده است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده به گونهای درباره «ژرفا» صحبت میکند، گویی حیوان مرگباری است که قصد دارد او را ببلعد. ترجمه جایگزین: «آبهای عمیق مانند حیوانی خطرناک مرا بلعیده است»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا به گونهای درباره «هاویه» صحبت شده است، گویی او مانند انسان دارای دهان است و میتواند مزمورنویس را ببلعد. ترجمه جایگزین: «مگذار هاویه مرا ببلعد» یا «مگذار هاویه مرا در برگیرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اسم معنی «رحمت» را میتوان به عنوان یک صفت ترجمه کرد. ترجمه جایگزین: «تو نیکو و رحیم هستی»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«تو نسبت به من خیلی رحیم هستی»
توجه کردن به کسی به معنای کمک کردن به او است. ترجمه جایگزین: «به من کمک کن»[ در انگلیسی از عبارت دیگری استفاده شده که همین معنا را دارد]
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
پوشاندن روی از کسی به معنای اجتناب از شنیدن سخنان فرد و اجتناب از کمک کردن به او است. ترجمه جایگزین: «لطفا به بنده خود کمک کن» یا «لطفا به من کمک کن»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
«در گرفتاری و مشکلات زیاد»
نویسنده از خدا میخواهد که او را آزاد و رستگار نماید، گویی او بردهای است که خدا میتواند آزادی او را خریداری کند. ترجمه جایگزین: «مرا آزاد کن»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)<o:p> </o:p>
نویسنده از خدا میخواهد که او را آزاد کند [فدیه دهد] گویی او اسیری است که در ازای پرداخت پول میتوان او را آزاد کرد. ترجمه جایگزین: «مرا نجات بده»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این اسامی معنی میتوانند به عنوان فعل بیان شوند. ترجمه جایگزین: «چگونه مردم مرا ملامت میکنند، سرافکنده کرده و مرا رسوا میکنند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
در اینجا عبارت «پیش نظر تو» بدین معنا است که خدا آنها را میبیند و همه چیز را درباره آنها میداند. ترجمه جایگزین: «تو میدانی که دشمنانم چه کسانی هستند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
این اصطلاح بدین معنی است که فرد بینهایت ناراحت است. ترجمه جایگزین: «عمیقا مرا رنجاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)<o:p></o:p>
در اینجا به گونهای درباره اندوه بزرگ نویسنده صحبت شده است گویی او پر از بار سنگینی است. ترجمه جایگزین: «از شدت اندوه احساس سنگینی میکنم»[ درمانده گشتهام.][ در انگلیسی عبارت پر از سنگینیام» آمده] <o:p></o:p><o:p> </o:p>
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«غم و اندوه کسی را احساس کردن»<o:p></o:p>
این عبارت احتمالا استعاری است یعنی غذایی که مردم به مزمورنویس دادهاند، آن قدر بد بوده که مزه زهر میداده است. ترجمه جایگزین: «آنها به من خوراکی دادند که طعم آن مانند زهر بود»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده میخواهد که غذای دشمنانش آنها را کاملا از پای درآورد گویی آنها حیوانات کوچکی هستند که در دام یا تله گرفتار شدهاند. ترجمه جایگزین: «باشد که غذای آنها مانند تله باعث نابودی آنها شود ... و همچون دام آنها را از بین ببرد»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اشاره به غذایی است که احتمالا در جشن روی میزها سِرو میشود. ترجمه جایگزین: «غذای خود آنها» یا «جشنهای مربوط به قربانی کردن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نویسنده به گونهای درباره چشمهایی که به خوبی نمیبینند صحبت میکند، گویی آنها تار شدهاند. این جمله میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «لطفا کاری کن تا آنها قادر به دیدن چیزی نباشند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
نویسنده به گونهای درباره کمرهای سست شده صحبت میکند، گویی آنها از ضعف میلرزند. ترجمه جایگزین: «کاری کن که کمرهای آنها آن قدر سست شود تا نتوانند هیچ کاری انجام دهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«پهلوهای آنها» یا «پشت آنها»
نشان دادن خشم خدا به گونهای توصیف شده است که گویی او خشم خود را مانند آب بر روی دشمنانش سرازیر میکند.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
عصبانیت کسی که از بیعدالتی رنج کشیده است.
«غضب سوزان تو» یا «خشم شدید تو»
داوری خدا نسبت به دشمنانش به گونهای توصیف شده است گویی خدا به دنبال آنها میدود و آنها را گیر میاندازد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این اسم معنی میتواند «متروکه» بیان شود. ترجمه جایگزین: «متروکه گردد»
<o:p></o:p> (See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
«بر مردی ... جفا میکنند»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
در اینجا «زدن» به معنای مجازات کردن است. ترجمه جایگزین: «تو مجازات کردهای»
<o:p></o:p>(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)<o:p> </o:p>
منظور از «کوفتگان» کسانی است که خدا آنها را عذاب داده است. ترجمه جایگزین: «عذاب دیدگان تو»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«همچنان تمام گناهان آنان را یادداشت کن»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
«گناهان بسیار زیاد»<o:p></o:p><o:p> </o:p>
اصطلاح «در عدالت خدا داخل شدن» به معنای دریافت پاداش از سوی خدا است. ترجمه جایگزین: «در پاداش تو داخل نشوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
ضمیر [آنها] که در جمله مستتر است به اسامی دشمنان اشاره میکند. این جمله میتواند در «حالت معلوم» بیان شود. ترجمه جایگزین: «نام آنها را... محو کن»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
ضمیر [آنها] از جمله قبلی قابل فهم است. این جمله میتواند در «حالت معلوم» بیان شود. ترجمه جایگزین: «نام آنها را... مرقوم نکن»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اسم معنی «نجات» را میتوان با فعل «نجات دادن» بیان کرد. «سرافراز» نیز به مکان امن اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «خدایا مرا نجات ده و در مکانی امن قرار ده»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
در اینجا منظور از «نام خدا» خود خدا میباشد. ترجمه جایگزین: «خدا»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)<o:p> </o:p>
اسم معنی «تسبیح» را میتوان با فعل «سپاسگزاری کردن» بیان کرد. ترجمه جایگزین: «با سپاسگزاری کردن از او»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
واضح است که گاو و گوساله باید به عنوان قربانی به خدا تقدیم شود. ترجمه جایگزین: « زیاده از قربانی گاو و قربانی گوساله»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-explicit)
این عبارت گاوی را که کاملا بزرگ شده است از گوسالههای دیگر متمایز میکند. ترجمه جایگزین: «گاوی که شاخها و سمهای آن بطور کامل درآمده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-distinguish)
بطور کلی به افراد خاضع و مطیع اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «افراد حلیم/مطیع»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj)
طالبان خدا بیانگر افرادی است که ۱) طلب یاری از خدا دارند یا ۲) در خدا تفکر کرده و مطیع او هستند. ترجمه جایگزین: «ای کسانی که از خدا طلب یاری دارید» یا «ای کسانی که در خدا تفکر میکنید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در اینجا «دل» به انسانها اشاره میکند و اصطلاح «زنده گشتن» به معنای «دلگرم شدن و ترغیب شدن» است. ترجمه جایگزین: «باشد که شما دلگرم شوید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-synecdoche and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hypo)
«مستجاب کردن» در اینجا به معنای «پاسخ دادن» است. ترجمه جایگزین: «خداوند[یهوه] پاسخ میدهد»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
بطور کلی به افراد فقیر اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «افراد فقیر»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj)
«کسانی که به خاطر او متحمل درد و رنج شدهاند»
در اینجا به گونهای درباره آسمان، زمین و آبها صحبت شده است گویی آنها انسان هستند و قادر به تسبیح خدا میباشند.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
عبارت [او را تسبیح بخوانند] که به قرینه لفظی حذف شده است از جمله قبل قابل فهم است. ترجمه جایگزین: « آبها نیز و آن چه در آنها میجنبد او را تسبیح بخوانند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis)
در اینجا «صهیون» به مردم صهیون اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «خدا مردم صهیون را نجات خواهد داد»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
«آن» در اینجا به سرزمین یهودا برمیگردد.
در اینجا «نام» به خود خدا اشاره میکند. ترجمه جایگزین: «آنانی که خدا را دوست دارند»