مزمور ۶۵، مزمور ستایش خدا است.
قدرت خدا
خدا به دعاهای انسانها پاسخ داد و به آنها عدالت و امید بخشید. او طبیعت را آفریده و از آن مراقبت میکند؛ او باران را میفرستد تا غلات و مراتع به خوبی رشد کنند.
این مزمور، سرود ستایش است. مراعات نظیر در اشعار عبری رایج است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«برای رهبر گروه پرستش»
در اینجا به گونهای درباره تسبیح و ستایش صحبت شده است، گویی خود فردی است که میتواند به تنهایی آن را انجام دهد. ترجمه جایگزین: «ای خدا، در صهیون تنها تو را تسبیح خواهیم گفت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
این جمله میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «آن چه که قول انجامش را دادهایم، اجرا خواهیم کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
داوود به گونهای درباره گناهان صحبت میکند گویی فردی است که میتواند بر او چیره شود یا به او ستم کند. ترجمه جایگزین: «گویی گناهانِ خودِ ما بر ما چیره می شوند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
واژه «تقصیرها» به «گناهان» ما اشاره دارد.
در این آیه کلمات «تو» که در جمله مستتر است و درگاههای «تو» به خدا اشاره میکند.
این اغراق و بزرگ نمایی بیانگر این است که فرد اغلب اوقات در هیکل، خداوند را پرستش میکند. ترجمه جایگزین: «اغلب در درگاه تو پرستش میکند».
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
این جمله میتواند در «حالت معلوم» ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «نیکویی خانه تو و قدوسیت هیکل تو ما را خشنود خواهد کرد»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
کلمه «ما» که در جمله مستتر است به داوود و مردم اسرائیل اشاره میکند نه به خدا که داوود در حال صحبت کردن با او است.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-exclusive)
«خانه تو که هیکل مقدس تو است»
«از آنجا که تو عادل هستی»
«تو .... هستی»
این دو عبارت معنای مشابهی دارند. ترجمه جایگزین: «تمام مردمی که در سراسر زمین و دریا زندگی میکنند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-doublet)
به مردمی که در سراسر زمین زندگی میکنند، اشاره دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
نویسنده به گونهای درباره خدا صحبت میکند گویی خدا قدرتش را مانند کمربندی به کمر بسته است. ترجمه جایگزین: «نشان میدهی که بسیار قدرتمند هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این دو عبارت معنای یکسانی دارند و برای ایجاد تصویری واضح برای خواننده یا شنونده در کنار هم قرار گرفتهاند. ترجمه جایگزین: «تلاطم مداوم دریاها»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
صدای بلندی که امواج و باد آن را تولید میکنند.
این نیز چیزی است که خدا آن را آرام میکند.
صدای بلند
دلیل و مدرکی که حقیقت چیزی را نشان دهد.
عبارت «شرق و غرب» به مردمی که در سراسر زمین زندگی میکنند، اشاره دارد. ترجمه جایگزین: «تو باعث می شوی که مردم در هر کجای زمین با شادمانی فریاد بزنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-merism)
در اینجا به خاک زمین اشاره میکند.
«خاک را حاصلخیز میگردانی تا چیزهای خوبی در آن رشد کند».
به آبی که خدا از آسمان برای پر کردن نهرها و سیراب کردن زمین میفرستد، اشاره می کند. ترجمه جایگزین: «نهرها را از آب پر میکنی».
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
ضمیر فاعلی [تو] که در جمله مستتر است نشان میدهد که نویسنده با خداوند[یهوه] سخن میگوید از این رو فعل تمام جملهها مفرد به کار رفته است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-you)
«شیارهای زمین»
شیار بلند و باریکی که در زمین برای کاشت بذر یا آبیاری زمینی که دانهها در آن کاشته شدهاند، ایجاد میکنند.
«کنارهها»
ضمیر فاعلی [تو] که در جمله مستتر است و صفت ملکی «تو» به خداوند[یهوه] اشاره میکند، بنابراین مفرد هستند.
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-you)
در اینجا واژه «سال» به ارزش انسانی گذاشتن تاج بر سر اشاره می کند. ترجمه جایگزین: «تو سال را به برداشت خوب مزین کردهای»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
نویسنده در اینجا به گونهای درباره خداوند که خاک را خوب و حاصلخیز میکند تا محصول فراوانی به بار آورد، صحبت میکند گویی خداوند با یک گاری در حال عبور از سرزمینی خشک و خالی است که هر کجا می رود پشت سر خود غذاهای فراوانی به جا میگذارد. ترجمه جایگزین: «هر کجا که تو بودهای، غذاهای فراوانی به جا گذاشتهای»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
در مراتع به قدری شبنم وجود دارد که گفته میشود در آنجا شبنم میچکد. ترجمه جایگزین: «مرتعها ... مملو از شبنم هستند» یا «شبنمهای زیادی در مرتعهای صحرا میچکد».
نویسنده به گونهای از زیبایی تلها صحبت میکند، گویی آنها مردمانی شاد هستند و شادی را نیز به لباس تشبیه کرده است. ترجمه جایگزین: «تپهها مانند مردمانی هستند که لباس شادمانی به تن کردهاند» یا «تپهها مانند مردمان شاد هستند»
(See:
/WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
نویسنده از چمنهایی که با گله گوسفندان پوشیده شده است به گونهای صحبت میکند، گویی چمنها لباس به تن کردهاند.
زمین وسیعی که حیوانات از علفهای آن تغذیه میکنند.
گروه حیوانات مانند گوسفندان و بزها
مراتع، تپهها و درهها به قدری زیبا هستند که به نظر میرسد فریاد شادی سر میدهند و آواز میخوانند. ترجمه جایگزین: «آنها مانند مردمانی هستند که آواز شادی سر میدهند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)
کلمه [آنها] که در جمله مستتر است به چمنها و درهها اشاره میکند.