مزمور ۸۸ یک مزمور رهایی از بیماری است.
(See: /WA-Catalog/en_tw?section=other#deliverer)
نویسنده از دوران کودکی خود بیمار بوده است و حال تمام دوستانش او را ترک گفتهاند. اگر او بمیرد، نخواهد توانست شهادتی برای شفای خدا باشد.
مراعات نظیر در شعر عبری معمول است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#writing-poetry and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism)
«این مزمور را پسر قورح نوشته است»
«این برای رهبر موسیقی جهت استفاده در پرستش است»
این به سبکی از موسیقی اشاره دارد.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-transliterate)
این احتمالا به سبکی از موسیقی اشاره دارد. ببینید این را در مزمور ۳۲: ۱ چگونه ترجمه کردید.
این نام شخصی است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-names)
اسم معنای «نجات» میتواند در قالب فعل بیان شود. ترجمه جایگزین: «تو کسی هستی که مرا نجات میدهی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-abstractnouns)
نویسنده این کلمات متضاد را برای بیان این که مداوم و پیوسته به درگاه خدا فریاد میزد، به کار برده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-merism)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
نویسنده طوری در مورد خود سخن میگوید گویی ظرفی است که بلایا محتویات آن هستند و ظرف را پر کردهاند. ترجمه جایگزین: «زیرا که من در سختی و بلایای فراوان هستم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا «زندگانی» به نویسنده اشاره میکند. و «قبر» بیانگر مرگ است. نویسنده طوری در مورد خود سخن میگوید گویی در شرف مرگ است و قبر مکانی است که وی به نزدیکی آن مکان رسیده است. ترجمه جایگزین: «من در شرف مرگ هستم»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
کلمه «هاویه» هم معنی «قبر» است.عبارت «فرورفتن به هاویه» بیانگر مردن است. ترجمه جایگزین: «مردم طوری با من رفتار میکنند گویی از قبل مردهام»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy)
اینکه مردم با نویسنده طوری رفتار میکنند گویی از قبل مرده، طوری بیان شده است گویی جسدی است که دفن نشده بر زمین مانده است. ترجمه جایگزین: «من طوری تنها رها شدهام، گویی مردهام»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
احساس نویسنده از این که توسط خدا و مردم طرد شده است طوری بیان شده است که گویی شخصی مرده که در قبر خوابیده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
صفت اسمی «کشته» میتواند به صورت صفت بیان شود. ترجمه جایگزین: «شخص کشته شدهای که دراز کشیده است» یا «افراد کشته شدهای که دراز کشیدهاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-nominaladj)
«ایشان دیگر تحت مراقبت تو نخواهند بود» یا «مردمی که تو مراقبت از آنان را متوقف کردی»
این که دیگر خدا قدرت خود را برای کمک به افراد کشته شده استفاده نمیکند طوری بیان شده است گویی حقیقتا خدا خود را کنار کشیده است یا قدرت خود را کنار نهاده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
از احساس نویسنده در مورد این که خدا او را طرد کرده است طوری سخن گفته شده است که گویی خدا او را در عمیقترین و تاریکترین قبر نهاده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این در مورد خشمگین بودن خدا از نویسنده سخن میگوید به طوری که گویی خشم خدا جسمی سنگین است که بر روی نویسنده قرار گرفته است. ترجمه جایگزین: «من خشم عظیمت را احساس میکنم» یا «من احساس میکنم که چقدر زیاد از من خشمگین هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
به شکلی از خشم خدا به نویسنده مزمور سخن میگوید که گویی خشم خدا همچون امواج سهمگین دریا برخواسته و بر روی نویسنده فرود آمده است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«کسانی که مرا میشناسند»
«مرا هدف تنفر ایشان گردانیدهای» یا «به خاطر تو، زمانی که مرا میبینند شوکه و منزجر میشوند»
شرایط فیزیکی نویسنده که برای دوستانش منزجرکننده است طوری بیان شده است، گویی وی را در فضایی محدود محبوس کرده است. ترجمه جایگزین: «گویی در زندان به سر میبرم» یا «گرفتار شدهام»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
اینجا «چشمان» به توانایی شخص در دیدن اشاره دارد. چشمان وی از مذلت کاهیده شده است، روشی است برای گفتن این موضوع است که بلایا و سختیهای فراوان وی سبب گریه زیاد وی شده است به طوری که چشمانش به درستی قادر به دیدن نیستند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metonymy and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-idiom)
«دستان خود را به طرف تو بلند کردهام» این عمل نشاندهنده این موضوع است که کاملا متکی به خدا است.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#translate-symaction)
نویسنده این سوال را برای تاکید بر این موضوع بیان میکند که اگر خدا اجازه دهد وی بمیرد، دیگر خدا قادر نخواهد بود کارهای شگفتانگیزی برای وی انجام دهد. ترجمه جایگزین: «تو برای مردگان کارهای عجیب نمیکنی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
نویسنده سوالی را برای تاکید بر این موضوع مطرح میکند که اگر خدا اجازه دهد وی بمیرد، دیگر قادر به حمد و ستایش خدا نخواهد بود. ترجمه جایگزین: «تو میدانی که مردگان برنخواهند خواست و تو را حمد نخواهند خواند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
هر دو سوال معنی یکسانی دارند. نویسنده از پرسشها برای تاکید به این موضوع استفاده میکند که فرد مرده قادر به حمد و ستایش رحمت خدا نیست. اسم معنای «رحمت» و «امانت» میتواند به صورت صفت ترجمه شود. ترجمه جایگزین : «هیچ کسی در قبر رحمت و امانتداری تو را اعلام نمیکند» یا «هیچ کسی از درون قبر اعلام نمیکند که تو به عهدت وفادار و نسبت به قومت امین هستی»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
اینها به مکانی که افراد بعد از مرگ به آنجا میروند، اشاره دارد.
این میتواند به صورت یک جمله جداگانه ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «آیا امانتداری تو در مکان مرگ اعلام میشود؟» یا «کسانی که مردهاند قادر به اعلام امانتداری تو نیستند.»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
اینها به مکانی که افراد بعد از مرگ به آنجا میروند، اشاره دارد.
هر دو سوال معنی یکسانی دارد. نویسنده از پرسشها برای تاکید بر این موضوع استفاده می کند که فرد مرده قادر به تجربه و اعلام کار عجیب خدا نیست. این می تواند به صورت معلوم بیان شود. ترجمه جایگزین: «افراد از کارهای عجیب و عدالت تو در ظلمتِ زمین فراموشی سخن نخواهند گفت»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-parallelism and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-activepassive)
این میتواند به صورت یک جمله جداگانه ترجمه شود. ترجمه جایگزین: «آیا عدالت تو در زمین فراموشی شناخته خواهد شد؟» یا «آنانی که در زمین فراموشی بسر میبرند در مورد کارهای عادلانهای که انجام میدهی چیزی نخواهند فهمید»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-ellipsis and /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-rquestion)
دعا کردن نویسنده به درگاه خدا طوری بیان شده است گویی خود دعا برای سخن گفتن به نزد یهوه[خداوند] میرود.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این در مورد احساس طردشدگی و ردشدگی نویسنده طوری سخن میگوید گویی خدا روی خود را از وی پنهان میکند یا به صورت فیزیکی به نویسنده پشت میکند.
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این صفحه تعمداً خالی گذاشته شده است.
اینجا طوری از مجازات خدا بر نویسنده سخن میگوید گویی عمل خدا همچون موجی عظیم از دریا برخواسته و بر نویسنده فروریخته و وی را له کرده است. ترجمه جایگزین: « چنان است که گویی اعمال خشمگینانه تو مرا له کرده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
این اغراق در مورد مجازات خدا بر نویسنده طوری سخن میگوید گویی خدا به طور کامل نویسنده را نابود کرده است. ترجمه جایگزین: «کارهای خوفناک تو مرا نابود کرده است» یا «کارهای خوفناکت تقریبا مرا نابود کرده است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-hyperbole)
نویسنده «اعمال خشمگینانه» خدا و «کارهای خوفناک» وی را با سیلاب مقایسه کرده است. ترجمه جایگزین : «تمام طول روز همچون سیلابی مرا تهدید به نابودی میکنند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-simile)
کلمه «آنها» به «اعمال خشمگینانه» خداوند و «کارهای خوفناک» وی از آیه قبلی اشاره میکنند.
نویسنده از«اعمال خشمگینانه» خدا و «کارهای خوفناک» وی طوری سخن میگوید گویا دشمنانی هستند که سعی در گرفتن و نابود کردن وی دارند. ترجمه جایگزین : «آنان همچون سربازان دشمن مرا احاطه نمودهاند»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-metaphor)
«هر کسی که دوست میدارم و میشناسم»
اینجا در مورد تاریکی طوری سخن میگوید گویی شخصی است که میتواند با کس دیگری دوست باشد. نویسنده تاکید میکند که کاملا خود را تنها حس میکند. ترجمه جایگزین:«هرجایی که میروم تاریکی است»
(See: /WA-Catalog/en_tm?section=translate#figs-personification)